تبلیغات
مقاله های مهدوی
مقاله های مهدوی

یهود و پیمان شکنی (نقض میثاق)


اهمیت میثاق :

میثاق به معنای پیمان محکم است . یعنی عهد بسیار مهمی که از شخص با تأکید ، انجامش خواسته شود . کسی که به هیچ عهدی پایبند نباشد، دین را هم بر نمی تابد (لا دین لمن لا عهد له ) . قرآن در وصف فاسقین می گوید : الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِه 27-بقره). فاسقین کسانی هستند که پیمان های محکم را میشکند . فاسق کسی است که در چارچوب بندگی نمی ماند و سرپیچی از امر میکند .

در واقع فسق شروع سقوط انسان است . به انسان راه و چاه نشان داده شود ولی برنتابد و خود را در چاه بیفکند.

 

بنی اسرائیل و نقض میثاق :

قوم ستمدیده و رنج کشیده بنی اسرائیل با تلاش دو پیامبر خدا ، موسی وهارون از چنگال ظلم و استثمار فرعون نجات پیدا می کنند تا آزادانه به روش صحیح وحیانی زندگی کنند . یعنی دستورات خداوند به موسی که برای عمل به آنها از بنی اسرائیل " میثاق " گرفته میشود 1-.لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَه‏ اولین دستور عبودیت است یعنی فقط از او اطاعت کردن  2- بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانا  : احسان به والدین که لغت احسان جامع ترین لغت برای رساندن هر گونه خیر به آنها میباشد  3- ذِی الْقـرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ والمساکین  : وتعهدات دیگر اجتماعی که خیر رسانی به خویشاوندان و یتیمان ومساکین میباشد .4-وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسناً: و به مردم سخن نیك گویید 5-وَ أَقِیمُوا الصَّلاة 6- آتوا الزَّكاة

این یکی از میثاق های بنی اسرائیل است اما بلا فاصله آیه شریفه میفرماید : آن‏گاه جز تعدادى اندك از شما با حالت اعراض به آن پشت كردید.( ثم تَوَلَیْتمْ إِلا قَلِیلا مِنكُمْ وَ أَنتم مُعرضُون‏)

 

میثاق دومی که قرآن از آن یاد می کند این بود که بنی اسرائیل خون یکدیگر نریزند ویکدیگررا تبعید به غیربلد خویش نکنند (وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِیارِكُم‏ -بقره -84) و بنی اسرائیل هم پذیرفتند وپیمان بستند . (ثم أَقرَرتمْ وَ أَنتُمْ تَشْهَدُون‏)

اما بازهم به پیمان شکنی دست زدند و از کشتن یکدیگر ابا نداشتند ویکدیگر از سرزمین خویش بیرون میراندند ولی اگر آن آواره بدبخت دست دشمنان می افتاد ، حس نژادپرستی شان گل می کرد و با پرداخت عوض نقدی آزادش میکردند . ثمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقتلونَ أَنفسَكُمْ وَ تخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْكُمْ مِنْ دِیارِهِمْ).

" و در انجام این گناه و تجاوز به یكدیگر كمك مى‏كنید" (تَظاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالإِثمِ وَ الْعُدْوانِ).

اینها همه بر ضد پیمانى بود كه با خدا بسته بودید.

" ولى در این میان هنگامى كه بعضى از آنها به صورت اسیران نزد شما بیایند فدیه مى‏دهید و آنها را آزاد مى‏سازید" (وَ إِنْ یَأْتُوكُمْ أُسارى‏ تُفادُوهُمْ)

" در حالى كه بیرون ساختن آنها از خانه و كاشانه‏شان از آغاز بر شما حرام بود" (وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْكُمْ إِخْراجُهُمْ). (أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ).

" جزاى كسى از شما كه چنین تبعیضى را در مورد احكام الهى روا دارد چیزى جز رسوایى در زندگى این دنیا نخواهد بود" (فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلا خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا)

" و در روز رستاخیز به اشد عذاب باز مى‏گردند" (وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ)." و خداوند از اعمال شما غافل نیست" (وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ).85 – بقره

این بعض نگری وانتخاب گزینشی احکام پروردگار ، ثمره همان خودپرستی ومنفعت محوری یهود است که در حیطه های فردی اگر منافعش به خطربیفتد از کشتن یهودی دیگر ابایی ندارد و اگر در قوم و قبیله باشد ، یهودی قبیله دیگر را آواره و بی خانمان ِکند و اگر در حد نژاد یهود باشد از برای خدمت به یهود از هیچ جنایتی فرو گذار نمی کند وبه شکل نژاد پرستی تلمودی نمود پیدا می کند .آنها كسانى هستند كه زندگى دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت خریدارى كردند" (أُولئِكَ الذِینَ اشْتَرَوُا الحَیاةَ الدنیا بِالآخِرَةِ).

و به همین دلیل" عذاب آنها تخفیف داده نمى‏شود و كسى آنها را یارى نخواهد كرد" (فَلا یُخَفَّفُ عَنهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنصَرُون -بقره-‏86) 

 

به میزان درک انسان از دین ، مسئولیت او سنگین تر می شود. درک شهودی از مفاهیمی که در قرآن از آن تعببیر به غیب شده است ، بار بسیار سنگینی است . بنی اسرائیل از زمان آمدن موسی یکسره معجزه های مختلف را دیده اند و آن معجزه ها ، هرکدامش برای عده بسیاری از انسان های حق طلب کافی و وافی بود تا مستحکم شوند و رزق شهودی آنها تا آخر عمر شود. خلاصه اینکه وقتی از بنی اسرائیل صحبت می کنیم ، صحبت عده ای مردم ستمدیده و محروم که پیامبر خدا را با آغوش باز پذیرفتند و با شور و شوق عجیبی تعلیمات موسی را آموختند و شبانه از چنگال ظلم فرعون گریختند . اما آن شور انقلابی چه شد ؟ چگونه بنی اسرائیل در سراشیبی سقوط و انحطاط فکری ، عقیدتی ، اخلاقی افتادند ؟   شروع آن با جدی نگرفتن دستورات و نقض میثاق بود.

و بعد هم به مجازات الهی دچار شدند و خداوند ابزارهایی که با آن حق را در میافتند از آن ها سلب نمود و از وزیدن هر گونه نسیم رحمتی از ناحیه خویش آن ها را دور ساخت .

فَبما نقضِهِمْ مِیثاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَ جَعَلنا قلُوبَهُمْ قاسِیَةً   پس به خاطر پیمان‏شكنى‏شان، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دل‏هایشان را سخت گردانیدیم‏( 15- مائده)

و این آغازی تلخ برای بنی اسرائیل بود که از آنها انسانهای شروری ساخت که هر چه پیامبران الهی دیگر در طول سالها و قرن ها برای اصلاح این امت آمدند ، یا به تکذیب آنها انجامید یا به قتل آن ها و استثنای "الا قلیلا" چیزی از جرم سنگین عمومی بنی اسرائیل کم نمی کند. لَقَدْ أَخَذنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ أَرْسَلْنا إِلَیْهِمْ رُسُلا كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى‏ أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً كَذبوا وَ فَریقا یَقتلُون‏

به تحقیق ما از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانى به سوى آنها فرستادیم، [اما] هرگاه پیامبرى تعلیماتى براى آنها آورد كه دلخواهشان نبود، گروهى را دروغگو شمردند و گروهى را كشتند.(70-مائده)

در عصر پیامبر (ص) پیمان شکنی یهود به صورت ضرب المثلی درآمده بود . در نهج البلاغه آمده است که حضرت امیر (ع) در باره مروان فرمود :نیازی به بیعت او ندارم .دست او دست یهودی است ؛ اگر با دست اش بیعت کند ، از پشت سر خیانت میکند  . ( لا حاجة لی فی بیعته انها کف یهودیّة لو بایعنی بکفه لغدر بسبـّته – نهج البلاغه خطبه 73 )





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 اسفند 1389 توسط مهدویون عصر ظهور
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

نظر سنجی

پیوند ها

   دانشنامه مهدویت

لینكستان

آمار سایت

   لوگوی دوستان